• Авторизация


рефлексии в туалете 06-04-2005 13:51 к комментариям - к полной версии - понравилось!




آن‌چه من از نوشتار تو (با وجود ايجاز و اختصار فراوان آن)‌ استنباط می‌کنم اين است که هم‌جنس گرايی يا هومواروتيسم را مؤلفه‌ای از مؤلفه‌های مدرنيته می‌شماری چنان که اسامی گروهی از بزرگان فلسفه معاصر را در تأييد مدعای ضمنی خود در نوشته‌ی خود آورده‌ای. به اعتقاد من،‌ ضرورتاً‌ ملازمتی ميان مدرن بودن و باور داشتن به هومواروتيسم وجود ندارد. نمی‌توان مدعی شد که چنين باوری از عناصر لازم و ضروری مدرن بودن است. در ماجرای مدرنيته،‌ يکی از مسايلی که چندان محل توجه بحث‌های تو قرار نمی‌گيرد، مسأله‌ی توسعه و نهادهای جامعه‌ی مدنی است. ارکان سازنده‌ی مدرنيته نهادهای جامعه‌ی مدنی، کثرت‌گرايی، توسعه‌يافتگی، تحصيل،‌ بهداشت و مؤلفه‌هايی از اين قبيل است که جای شرح آن‌ها اين‌جا نيست. اما عدم وجود باور به چنين ماجرايی مطلقاً خدشه‌ای به گوهر مدرنيته و مدرن بودن وارد نمی‌کند. همجنس‌گرايی چنان که خود نيز می‌دانی حکايتی نو نيست و شايد تاريخ‌اش به درازای عمر بشر باشد. درست است که روزگار مدرن ميزان تحمل و رواداری آدميان را در برابر اين پديده افزايش داده است. اما،‌ آشکار شدن و بر آفتاب نهادن گرايش جنسی[stepping out of the closet]، محصول انديشه‌ای مدرن نیست،‌ هر چند تحمل آن را شايد بتوان نتيجه تفکری نوين دانست. در درجه‌ی نخست، آن‌ها که خود همجنس‌گرا هستند، ضرورتاً مدرن نيستند چنان که افراد دگر‌جنس‌گرا هم لزوماً مدرن نمی‌توانند بود. يعنی عقلاً و منطقاً نمی‌توان شرطی لازم و کافی ميان اين گرايش و مدرن بودن بر قرار کرد. اگر جز اين باور داری، به روشنی و دقت سلسله‌ی استدلال‌های‌ات را ارايه کن تا شايد اگر من خطا می‌کنم از اشتباه بيرون بيايم.

من باور دارم که آن‌چه از ويتگنشتاين يا فوکو، چنان شخصيت‌ علمی و فلسفی‌ای پديده آورده است، گرايش جنسی آنان نبوده است. و يا بر عکس انديشمندی يا مدرن بودن آن‌ها باعث نشده است که گرايش جنسی خود را آشکار کنند و علناً از آن دفاع کنند. گرايش جنسی افراد ذوق شخصی آنان است که من نمی‌پسندم. به طريق اولی، عقايد و آرای يک فيلسوف را بر حسب گرايش جنسی‌اش نمی‌سنجم، مگر اين‌که موضوع مورد بحث پيوندی وثيق با موضوع داشته باشد. نوشتار کوتاه تو، تنها باعث پديد آمدن ابهام بيشتر و مغلق‌تر شدن ماجرا می‌شود. خوب است بدون هيچ‌ واهمه‌ای، به روشنی و دقت، استدلال‌های خود (يا ديگران) را در اين زمينه طرح کنی تا فضای بحث گشوده شود.

با مهر و دوستی
вверх^ к полной версии понравилось! в evernote
Комментарии (4):
Аналитик 06-04-2005-22:35 удалить
Ой... А что Вы так долго там делали? Такие мрачные и нерезультативные думы отразились на вратах сего заведения )))
это думы о судьбе гендера
Аналитик 08-04-2005-16:56 удалить
Ржание за кадром )))

Ну, Вы в тот момент, если ходили "по большому" и смотрели, следовательно, на двери ворот ада, как раз свой гендер и видели? Что с ним, с гендером Вашим, встало не так?

Нельзя же так волноваться... Такие буквицы на дверях выписывать своим гендером.


Комментарии (4): вверх^

Вы сейчас не можете прокомментировать это сообщение.

Дневник рефлексии в туалете | МощьХаоса - Abyssus abyssum invocat in voce cataractarum | Лента друзей МощьХаоса / Полная версия Добавить в друзья Страницы: раньше»